Page 95 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 95

‫وحدت و تعدد مطلوب در قراردادها ‪11 ................................................‬‬

‫مشتری نسبت به عین و دیگری نسبت به وصف صحت باشد بگونه ای که در صورت فقدان وصف‬
‫مشتری حق فسخ معامله را داشته باشد این عبارت دیگری از شرط ضمنی است و اگر مراد از‬
‫تعدد مطلوب معنای دیگری باشد روشن نیست زیرا اینکه یک التزامیبه بیع عین به صورت مطلق‬
‫تع ّلق بگیرد و التزام دیگر به بیع عین موصوفه چنین چیزی ممکن نیست(تبریزی‪،‬جوادبن علی‪،‬ارشادالطالب‬

                                                ‫الی التعلیق علی المکاسب‪ ،‬ج ‪ ، 2‬ص ‪.) 073‬‬

                                                   ‫ج ) وحدت در غرض‬
‫عقد واقع شده بر یک مرکب گاهی ناشی از غرض واحدی است که به مجموع مرکب تع ّلق دارد‬

            ‫و در این صورت ُمن َشأ به نحو وحدت مطلوب است(طباطباییحکیم‪ ،‬سید محسن‪،‬همان)‪.‬‬
                                ‫همان گونه که بیان شد رجوع همه به فهم عرف است ‪.‬‬

                             ‫گفتار دوم ‪ :‬آثار وحدت و تعدد مطلوب در عقود‬

                  ‫‪ ) 1‬حکم به صحت یا عدم صحت معاملات بر عین موصوف‬
‫در صورت فقدان وصف چنان وصف مذکور از باب تعدد مطلوب باشد باشد عقد صحیح بوده و‬
‫مشروط له حق فسخ خواهد داشت اما اگر وصف مذکور از باب وحدت مطلوب باشد عقد باطل‬

                                      ‫خواهد بود(انصاری دزفولی‪ ،‬مرتضی بن محمد امین ‪ ،‬همان)‪.‬‬

                               ‫‪ ) 7‬حکم به لزوم عقد در صورت فقدان وصف‬
‫چنان چه متعلق عقد شیء موصوف باشد حکم به صحت در صورت فقدان وصف کاشف از این‬
‫است که متعلق واقعی ذات عین خارجی است و در نتیجه عقد نسبت به عین فاقد وصف تام بوده‬

  ‫و مقتضی برای لزوم آن موجود است(نجفی گیلانی‪ ،‬میرزا حبیب الله رشتی‪ ،‬فقه الامامیه‪ ،‬قسم الخیارات‪ ،‬ص ‪.)310‬‬

  ‫‪ ) 3‬اقتضای رهن بودن عین مرهونه با تمام مراتب بر اساس قول به تعدد مطلوب‬
‫گفته میشود که قول به تعدد مطلوب در رهن‪ ،‬رهن بودن عین مرهونه با تمام مراتبش را اقتضا‬
‫میکند و لذا در صورت بیع آن به هنگام خوف از فساد‪ ،‬ثمن آن هم به عنوان رهن محسوب میشود‬
‫زیرا ثمن یکی از مراتب عین است مگر اینکه از اذن به بیع اسقاط حق رهانه استظهار بشود که‬

   ‫درست نیست زیرا فرض‪ ،‬عدم بطلان آن با بیع است و حق رهانه متقوم به خود عین نیست ‪.‬‬
   90   91   92   93   94   95   96   97   98   99   100