Page 24 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 24
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 00 ..................................... 0211
مفروض بگیریم تا به این قاعده بر مدعا استدلال کنیم .و برفرض هم که این مطلب درست باشد
عدم جواز تصرف بقائا لزوما اشتغال ذمه را نتیجه نمیدهد بلکه ممکن است حکم تکلیفی باشد
نه بیشتر ،چون وجوب تغریم اعم از اشتغال ذمه میباشد کما این که در کفارات نظیرش را میتوان
یافت.
بیان دوم
محقق اصفهانی یک بیان دیگر برای اثبات وجوب ضمان و اشتغال ذمه دارند .ایشان میفرماید
که وقتی مال به شخصی نسبت داده میشود که این مال فلان شخص است ،دو حیثیت برای آن
درست میشود؛ حیثیت ملکیت که حیثیت اضافه است و حیثیت مالیت که حیثیت مضاف است.
به اعتبار حیثیث ملکیت ،کسی نباید مزاحم در ملکیتش شود و به لحاظ حیثیت مالیتش ،کسی
نباید آن را تلف کند و مال دیگر را مثل لامال حساب کند .و اگر کسی مال دیگر را تلف کند و
غرامت ندهد در واقع مالش را ک لامال حساب کرده است .و برای این که این طور نباشد ،باید
غرامت مالش را بدهد .و وقتی غرامت واجب شد ،این همان تضمین است و به این ترتیب ،استناد
به قاعده احترام برای اثبات ضمان صحیح خواهد بود( .همان)
اشکال اول مرحوم اصفهانی بر بیان مذکور:
ایشان میفرماید که دلیل احترام مال مسلم فقط همین روایت «حرمة ماله کحرمتة دمه» میباشد.
و ظاهر سیاق آن بیان حکم تکلیفی است نه حکم وضعی و حرمۀ ماله کحرمۀ دمه ،به این معنا
است که در حرمت تکلیفی ،مبغوضیت و مفسده ،مال مانند دم است.
توضیح مطلب این که آنچه در این روایت آمده است یک تشبیه است ولی سوال این است که این
تشبیه از جمیع جهات است یا بعض جهات؟ اگر ظهور در جهت خاص داشته باشد ،حمل بر
همان جهت میشود .و اگر این تشبیه از هر جهت باشد کما این که اطلاق روایت همین را اقتضا
میکند ،باز هم سرایت دادن احکام و آثار مشبه به و منزل علیه بر مشبه ،مشروط به شرائط است
که عبارت اند از:
.0همه مواردی که قابلیت دارد طرف مشبه به بیاید ،بتواند طرف مشبه نیز بیاید .لذا
میبینیم که حرمت تکلیفی ،مبغوضیت شدید ،معصیت و غیره که طرف حرمت دم
وجود دارد ،قابلیت این را دارد که طرف حرمت مال هم حمل شود .ولی آیا قصاص و

