Page 26 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 26
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 02 ..................................... 0211
این روایت برای اثبات ضمان را نتیجه میدهد.
اشکال دوم مرحوم اصفهانیره
این که در روایت آمده است «حرمة ماله کحرمة دمه» ظاهرش این است که تمام ملاک احترام،
حیثیت ملکیت و اضافه است و مال من حیث هو هو موضوع احترام نیست .و منشأ این ظهور از
«ماله» است که در آن اضافه مال به مالکش شده است .و بنا بر این معنای احترام مال این است
که کسی حق تص ّرف در مال غیر بدون اذن او ندارد و ناظر به هدر ندادن مال نیست .و عدم جواز
تصرف بدون اذن هم که فقط مربوط به عین موجود میباشد و در نتیجه ،شامل عین تلف شده
نمیباشد و ناظر به اشتغال ذمه به شیئ تلف شده هم نمیباشد .و اگر گفته شود که روایاتی داریم
َ
0203، الشیعة وسائل عاملی، (حر ِإذ ِنه» ِب َغی ِر َغی ِر ِه َما ِل ِفی ی َت َصَّر َف أن ِل َأ َح ٍد ی ِحل « َفل َا است: آمده آن در که
ج ،۹ص )۵۱۰که این لسان ظهور در این دارد که حیثیت مالیت موضوع حکم است .در جواب گفته
میشود که این روایات نیز ناظر به موضوعیت جنبه مالیت نیست بلکه از باب غلبه است یعنی
غالبا آنچه که در ملکیت افراد است مال است و مالیت دارد.
اشکال مرحوم امام خمینیره
امام در مورد این که تمام ملاک احترام مال ،از حیث مالکیت باشد میفرمایند که اقتضای حیثیت
تقییدی این نیست که حکم برای قید باشد نه مقید ،بلکه اقتضا میکند که حکم برای مقید باشد
بما هو مقید .بنا بر این مال مومن از این حیث که مال مومن است حرمتش مثل حرمت دم است
و لذا نه تصرف بدون اذن در آن جائز است و نه هدر دادن مالش( .امام خمینی ،همان ،ص )208 -207
مدرک دوم :بناء عقلا
اصل در اموال و منافع و اعمال متعلق به انسان این است که بدون اذنش از سلطنتش خارج
نمیشود و کسی حق ندارد در ان بدون اجازه او تصرف کند .و این مطلبی است که بنای تمام
عقلای عالم بر آن است .و آنچه که در شرع وارد شده است که حرمت مال مسلم مثل حرمت
خونش است و امثال ذلک ،همه این ها امضای همین بنای عقلا میباشد .و بنا بر این ،عقلا
مزاحمت در اموالشان را قبول ندارند و اگر کسی مزاحمت کرد و مالشان تلف شد ،تدارکش را لازم
میدانند .و شارع نیز این سیره را ردع نکرده است و لذا این سیره حجت میباشد و در نتیجه

