Page 32 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 32
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 11 ..................................... 0211
باشد .مراد ،قاصد بودن حکایت یا ایجاد است .یعنی داعی بر استعمال لفظ در معنا ،حکایت از
وقوع این مدلول در موطنش (ذهن یا خارج) یا ایجاد منشأ با این لفظ است.
فقد این دو مرتبه در اخبار موجب عدم صدق حکایت شده و در منشئات مثل عقود ،موجب عدم
صدق عنوان عقد و در احکام ،موجب عدم صدق حکم واقعی شده و حکم صوری یا هزلی (یا
دواعی دیگر مانند آن) اطلاق میشود.
-1مرتبه سوم؛ در اخبار این است که مدلول لفظ مطابق باشد با آنچه حکایت از آن میشود والا
کذب است .مرتبه سوم در انشاء این است که منشأ در عالم اعتبار محقق شود .این مرتبه خارج
از اختیار متکلم است چون امری خارجی بوده و مدلول لفظ نیست (منیةالطالب ،نائینی ،ج ،0ص)073-077
مشابه تقسیمات فوق ،عاقد به حسب قصد لفظ و معنا به چهار حالت تقسیم شده است( .نک فقه
الصادق ،روحاني ،ج ،02ص183؛ منهاج الفقاهة ،روحانی ،ج ،1ص.)202
برخی مطرح کردهاند که مکره قاصد لفظ است نه قاصد مدلول لفظ (الدروس،شهیداول ،ج،1ص010؛
القواعد و الفوائد ،شهید اول ،ج ،0ص0 010؛ مسالك الأفهام ،شهیدثانی ،ج ،1ص .)023یعنی در فرض اکراه ما با فقدان
قصد مواجه هستیم که نتیجه آن عدم تحقق عقد است .نتیجه آنکه اراده یك حالت و کیف نفسانی
بسیط است که تجزیه آن به قصد و رضا درست نیست و نمی توان تصور کرد که شخص قصد
انجام کاری را داشته باشد ،ولی مرتبه ای از رضا و میل قلبی در او نباشد.
این مطلب مورد قبول فقها واقع نشده و لذا توجیهاتی درباره این کلام مطرح شده است:
الف .شیخ انصاری میگوید که مراد از عدم قصد مکره ،عدم قصد وقوع مضمون عقد در خارج
. 0شهید اول در قاعده سی و نهم کتابش میفرماید پنج قاعده از ادله چهارگانه احکام بدست میآید که در تعلیل احکام فایده
دارند .اولین قاعده «تبعیة العمل للنیة» است .در فائدۀ بیستم از این قاعده مطرح کرده است «تجری النیة فی غیر العبادات»
و سپس به بیان موارد میپردازد .یکی از موارد این است :در همۀ صیغ عقود و ایقاعات ،قصد انشاء شرط است .نیت در اینجا
یعنی قصد تلفظ صیغه شود در حالیکه ارادۀ غایت صیغه داشته باشد .پس اگر قصد لفظ شود و ارادۀ غایت نشود همانطور که
در مکره وجود دارد ،عقد محقق نمیشود؛ حال چه قص ِد ضد غایت کند مثلا بگوید بعتک و قصد اخبار کند یا اصلا چیزی
قصد نکند .و اگر اصلا قصد لفظ نداشته باشد مثل ساهی ،نائم و غافل به طریق اولی باطل است .البته اگر قصد باشد ولی
تلفظ به آن نشود کفایت نمیکند مانند اینکه بعتک بمائة و نیت درهم کند .البته ظاهر کلام شیخ طوسی و تابعین ایشان صحت
این عقد و تبعیت از اراده است .این نظر ممکن است در بیع پذیرفته شود اگر تواطئ بر آن نیت داشته باشند چون مانند ملفوظ
است .در حالیکه قول به بطلان بخاطر اخلال در رکن عقد قوی است « تبعیة العمل للنیة ...و النیة هنا (صیغ العقود و
الإیقاعات یعتبر القصد إلی الإنشاء فیها) هي القصد إلی التلفظ بالصیغة مریدا غایتها .فلو قصد اللفظ لا لإرادة غایته ،کما في
المکره ،لم یقع العقد و لا الإیقاع»

