Page 34 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 34
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 10 ..................................... 0211
انتفاء ارادۀ معنای عقد از مکره معلوم است چون اکراه بر آن قابل تصور نیست «و من المعلوم
انتفاء ارادة معنی العقد من المکره لعدم تصور الإکراه علیه لذلک»( جواهر الکلام ،نجفی ،ج ،00ص)033
اشکال این ادعا این است که اولا مقتضی بطلان عقد مکره است حتی اگر اکراه به حق باشد یا
رضا ملحق شود .التزام به صحت در این دو فرض ،تعبد است به «عنوان بیعی که قابل تحقق
نیست» و این مطلب معقول نیست .ثانیا بناء بر اینکه مکره قصد معنا ندارد ،حکم عقدش واضح
میشود چون با انتفاء قصد ،مجالی برای توهم صحت عقد -بخاطر انتفاء عقد بسبب انتفاء
قصد -نیست .لذا تمسک به ادلهای که دلالت میکند بر اعتبار رضا یا طیب نفس یا تمسک به
حدیث رفع اکراه ،برای صحت عقد مکره صحیح نیست .خلاصه آنکه بعد واضح شدن حکم و
سختی توجیه ،توجیه کلام شهید ثانی مهم نیست (نهج الفقاهة ،حکیم ،ص.)011
د .مکره قاصد نقل در خارج هست ولی طیب نفس ندارد و طیب نفس ،حالت نفس و اجنبی از
مقولة قصد است (حاشیة المکاسب ،إیرواني ،ج ،0ص.)018
هـ .محقق خویی مینویسد برای ما معنای معقولی از کلام شهید بدست نیامد (مصباح الفقاهة ،خویی،
ج ،1ص.)087
رضایت در فقه معاملات
پس از بحث شرطیت قصد در قراردادها ،بحث در شرط دیگری واقع شده که محل اختلاف جدی
فقهاست .برخی قائلند غیر از قصد و اراده ،قرارداد به عنصر وجودی دیگری در افق نفس به نام
رضایت طبعی به معنای خوشایند و مورد پسند نفس ،نیاز دارد .البته مرتبه ای حداقلی از رضایت
لازم است که برخی از آن تعبیر به «رضایت معاملی» میکنند .این مرتبه از رضایت ،ملازم قصد و
اراده است و در همه معاملات حتی معامله مکره وجود دارد.
احتمال دیگر اینکه نیاز به عنصر وجودی دیگری برای معامله غیر از همان قصد مدلول عقدی که
آن را تلفظ و بیان میکنند ،نیاز نداریم و فقط باید این قصد آزادانه و از روی اختیار محقق شده
باشد نه با زور و اکراه.
گرچه تعابیر مختلفی فقها از این شرط کردهاند ولی بر اساس مناط و معیار مطرح شده کلمات
فقها را دسته بندی میکنیم:

