Page 36 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 36
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 12..................................... 0211
با قصد و اختیار محقق میشود»( .نهایة الإحکام في معرفة الأحکام ،علامه حلی ،ج ،0ص 223؛ تذکرة الفقهاء ،ج،01
ص 01؛ تحریر الأحکام ،ج ،0ص.)073
مرحوم همدانی مراد از شرطیت اختیار را وقوع عقد از روی ارادۀ متعاقدین میداند بگونه ای
که در ایقاع مدلول مستقل باشند .مراد استقلال امر ،انتخاب و اختیار خود شخص با ملاحظۀ
تمام جهات است بگونه ای که استناد صدور فعل به غیر شخص داده نشود و این معنای طیب
نفس و رضا به فعل است( .حاشیة کتاب المکاسب ،همدانی ،ص.)031-070
-5مانعیت اکراه
محقق اصفهانی اولا مناط را مجرد طیب (چه طبعی چه عقلی) میداند .این مناط در همه
معاملات حتی اکراهی وجود دارد .ثانیا مناط عدم نفوذ عقد اکراهی را اکراه میداند (حاشیة کتاب
المکاسب ،اصفهاني ،ج ،0ص)21
مرحوم تبریزی قائلند که طیب نفس و رضای قلبی در معاملات شرط نیست بلکه تراضی معاملی
شرط است که در بیع مکره هم موجود است ولی آنچه باعث بطلان آن میشود حدیث رفع میباشد
(ارشاد الطالب ،تبریزی ،ج ،0ص.)012-010
-4شرطیت عدم اکراه
امام خمینی «عدم اکراه» را شرط دانسته و «اختیار» را شرط نمیداند« :عدم الإکراه هو الشرط
في المتعاقدینفعلی هذا ما هو الشرط في المتعاقدین لیس الاختیار» (کتاب البیع ،خمینی ،ج ،0ص.)73
اختیار یعنی ترجیح آنچه فاعل خیر میبیند بر چیزهای دیگر و لذا اراده کرده و متصدی انجام آن
شده و انجام میدهد .اختیار چون از افعال نفس است ،حصولش مانند سایر افعال اختیاری،
نیازمند مبادی است .مبدا اختیار ،میل نفسانی ،الجاء ،اضطرار و اکراه میتواند باشد .مکره مثل
مشتاق ،عملی را اختیار و انجام میدهد .پس اکراه در طول اختیار در فعل اختیاری است نه در
عرض آن .پس معنا ندارد گفته شود شرط عقد ،اختیار در مقابل اکراه است (کتاب البیع ،خمینی ،تقریر
قدیری ،ص.)177
اکراه یعنی دیگری را به کاری وادار کردن (حمل الغیر علی شيء قهرًا) .چه وادار کردن به آنچه
مورد کراهت ما است و چه مورد شوق ما است .در صورت دوم ،گاهی مشتاق به چیزی هستیم
به حسب طبع ولی بخاطر ترجیحات عقلی ،اراده به آن تعلق نمیگیرد مانند نوشیدن آب برای بیمار

