Page 106 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 106
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 012 .................................... 0211
الکلام في شرح شرائع الإسلام ،)012 ،10 ،چنانکه برخی فقیهان ،پرداخت نفقه را ،هم مشروط به تمکین ،و
هم مشروط به ازاله من ّفرات مانع از تمکین و بلکه انجام هر مق ّدمهای که استمتاع زوج در گروی
آن باشد ،دانستهاند (جامع الأحکام الشرعیة (للسبزواري).)271 ،هر چند برخی از فقهاء ،ترک مق ّدمات یا
انجام من ّفرات را نشوز ندانسته بلکه از أمارات و علائم نشوز قلمداد نمودهاند ،زیرا خود نشوز بر
زن حرام است ،ا ّما ظهور علائم نشوز باعث یقین به تح ّقق خو ِد نشوز نیستند (مسالك الأفهام إلی تنقیح
شرائع الإسلام ،)121 ،8 ،پس امارات نشوز باعث ترّتب احکام خود نشوز نیستند ،بنابراین زنی که ازاله
من ّفرات نکند باز هم استحقاق نفقه را دارد ،ضرب او جایز نیست ،و ( ...شرائع الإسلام في مسائل الحلال
والحرام ،)080،0،هر چند اگر ترک مق ّدمات مانع از اصل تمکین شود ،باز هم خو ِد عدم تمکین جلوی
استحقاق زوجه برای نفقه را خواهد گرفت ،ا ّما باید عدم تمکین را احراز نمود و از ترک برخی
امور مثل ازاله موی زاید نمیتوان به نشوز پی برد.
تعابیر فقهاء در مورد مق ّدمات تمکین
برخی از فقهاء ،تمکین را صرف ًا به معنای استمتاع دانسته (المهذب(لابن البراج) ،)002 ،0،و در مورد
وجوب مق ّدما ِت استمتاع مثل آرایش زن یا عطر زدن وی یا ازاله من ّفراتی همچون موی زائد و بوی
نامطبوع از بدن و لباس و ،...مطلبی را ذکر نکردهاند ،ا ّما از عبارات برخی دیگر مانند مح ّقق
ح ّلی ،احتمال وجوب این امور بر زن برداشت میشود؛ عبارت مح ّقق اینست:
«فکذا یجب علی الزوجة التمکی ُن من الاستمتاع و تجنب ما یتنفر منه الزوج»( ،شرائع الإسلام
في مسائل الحلال و الحرام)078 ،0 ،
زیرا در عبارت ایشان دو احتمال وجود دارد ،یک احتمال ،عطف کلمه (تجّنب) بر کلمه
(الّتمکین) است ،با این فرض که (تجَّن َب) ،فعل مضارع باشد که تاء از ابتداءش حذف شده و أن
مصدریه قبل از آن در تقدیر باشد ،پس عبارت« ،و أن تتجّن َب ما یتن ّفر منه ال ّزوج» است ،و یا
اینکه (تجُّنب) مصدر باب تف ّعل و معطوف بـ (الّتمکین) باشد ،بنابراین در هر دو فرض ،مرحوم
مح ّقق پرهیز از من ّفرا ِت زوج را به عنوان یک عمل مستق ّل و خارج از ماه ّیت تمکین ،واجب
دانسته است ،ا ّما احتمال دیگر این است که کلمه (تجُّنب) مصدر معطوف بـ (الاستمتاع) باشد،
بنابراین ایشان تمکین را مجموعهای تشکیل یافته از استمتاع و اجتناب از من ّفرا ِت زوج دانسته
است ،گویی تجّنب از من ّفرات را بخشی از هو ّیت تمکین و از ملزومات استمتاع به شمار آورده

