Page 115 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 115
مقدمات تمکین 001 ................................................................
منع شدهاند.
َ قا َلَ :لا َین َب ِغي َجع َف ٍر َ ُمس ِلٍم َعن ب ِن َمح ُبو ٍب َع ِن ال َع َلا ِء َعن ُم َح َّم ِد روایت پنجم« :اب ُن
ِم َن ال ِخ َضا ِب َو َلو َی َد َها أ ِبي َلا َو َلو ُت َع ِّل ُق ِفي ُع ُن ِق َها ِق َلا َد ًة َو
َت َد َع َ َین َب ِغي َنف َس َها ُت َع ِّط َل َ ِلل َمر َأ ِة
أن أن
َتم َس ُح َها َمسح ًا ِبال ِح َّنا ِء َو ِإن َکا َنت ُم ِس َّن ًة»(الکافي (ط -الإسلامیة).)211 ،2 ،
روایت صحیحه است ،علاوه بر لزوم ترک موانع تمکین مثل تاخیر ،امر به زینت هر چند
مختصر باشد نیز وارد شده است
از نظر دلالت ممکن است ا ّدعا شود که برخی از این روایات ظهور در وجوب دارند ،ا ّما فقهاء
فتوای به وجوب این امور نداده اند ،چنانکه صاحب جواهر تصریح به استحباب رعایت این حقوق
نموده است ( ،)023 ،10چنانکه ممکن است روایت در صدد بیان مستح ّبات باشد و به ضمیمه دلیل
تسامح در ادّله سنن ،نسبت به ضعف سندی آن نیز سختگیری نشود ،بنابراین روایات مفید اثبات
وجوب نخواهند بود
لکن وجه جمع بین این دو احتمال این است که هر چند انجام این امور به عنوان ا ّولی مستح ّب
است ،ا ّما اگر عنوان مق ّدمیت برای تمکین داشته باشند ،واجب خواهند بود ،مثل اینکه استفاده
نکردن زوجه از عطر ،باعث نفرت مرد از بوی نامطبوع بدن زن و در نتیجه انصراف از مجامعت با
وی شود ،در اینصورت اگر تح ّقق تمکین در گروی استعمال عطر تو ّسط زوجه باشد ،با همان
د ّقتی که باید در تعریف مق ّدم ّیت صورت گیرد ،میتوان استعمال عطر را از باب مق ّدمه تمکین،
واجب دانست ،پس چنانکه ذکر شد ،برخی از فقهاء به خاطر اشکال صغروی در اینکه اصل
تمکین در گروی برخی از امور مانند عطر زدن یا آرایش و ...باشد ،انجام این امور را واجب
مق ّدم ّیت ،واجب خواهند بود ،مگر اینکه ا ّدعا همین امور بر فر ِض ندانستهاند ،ا ّما به نظر میرسد
تمکیناند ،پس ارتباطی به بحث از مق ّدمات فوری بودن وجوب شود این روایات در مقام بیان
تمکین ندارند ،به عبارت دیگر ،اموری که در این روایات ذکر شده اند (مثل وجوب تعجیل در
اجابت خواسته مرد) ،از باب رفع موانع تمکین نیستند ،بلکه اشاره به فورّیت تمکین دارند ،هر
چند لازمه فوری تمکین در برخی از موارد ،رفع موانع آن باشد ،ا ّما مدلول مطابقی روایات همان
فورّیت است نه وجوب رفع موانع ،پس این روایات دلالت مطابقی بر وجوب انجام مق ّدمات تمکین
و رفع موانع آن ندارند ،و مدلول التزامیآن (وجوب انجام مق ّدمات یا رفع موانع تمکین) مستفاد از

