Page 113 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 113
مقدمات تمکین 000.................................................................
باشد ،فارغ از اینکه امر شارع جنبه تاکید برای وجوب عقلی مق ّدمه دارد یا خیر ،ظاهرًا وجوب
شرعی مق ّدمه قابل اثبات است،چنانکه در استدلال به آیه و روایات بالا مطرح شد.
دلیل د ّوم :آیه شریفه «وعاشروه ّن بالمعروف»
برخی با استناد به شمول ادّله معاشرت به معروف نسبت به انجام مق ّدمات تمکین ،آنها را
واجب شمردهاند ،زیرا هر چند آیه شریفه ،معاشرت به معروف را ،وظیفه مردان دانسته است ،ا ّما
در آیه شریفه «َو َل ُه َّن ِمث ُل ا َّل ِذي َع َلی ِه َّن ِبال َمعُرو ِف»( ،بقره ،)008 ،حقوقی که متو ّجه مرد است را بر
عهده زنان نیز قرار داده است ،پس معاشرت به معروف همانگونه که وظیفه مرد است ،وظیفه زنان
نیز خواهد بود ،در نهایت میتوان یکی از مصادیق معاشرت به معروف را انجام مق ّدمات تمکین
دانست ،به گونهای که تمکین برای مرد به صورت کامل مح ّقق شود و نقصانی در کامجویی زوجین
وجود نداشته باشد ،به همین جهت یکی از مق ّدمات معاشرت به معروف را پرهیز از اموری
دانستهاند که موجب نفرت مرد از همسر خود شود (مسالك الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام)118 ،8 ،
به این استدلال ممکن است اشکال شود ،از جمله اینکه آیه شریفه در مقام بیان اصل ح ّق
نزیناسن بتر ،پعهدسهنممیرتداواننا ا ّسدعتا،کبنرادبرکایهنمتثعلبًایارگ«ر ِنمثف ُقلها َّلزِذن بيرَع َلعی ِهه َّدنه»منرادظورابهج ک ّبم ّایست یتا،کنیفف ّقیهتم ارثدباهمت داشتن
حقوق
بر عهده زن واجب باشد ،یا تمکین به هر صورتی که بر زن واجب است ،بر مرد هم واجب باشد،
چنانکه هیچ فقیهی به تساوی بین مردان و زنان در حقوق ایشان فتوا نداده است ،بنابراین واجب
دانستن معاشرت به معروف بر زنان به استناد تساوی زوجین در حقوق ،صحیح نیست ،از کجا
معلوم بر زن واجب است که معاشرت به معروف نسبت به مرد خود داشته باشد تا در نتیجه
مق ّدمات تمکین نیز به عنوان یکی از مصادیق معاشرت به معروف واجب بشود ،عجیب است که
خود شهید رحمه ال ّله نیز آیه 008بقره را فقط ناظر به اثبات اصل ذی ح ّق بودن زنان معنا کرده
است ،ا ّما انجام مق ّدمات تمکین را با استناد به همین آیه بر زنان واجب دانسته است.
دلیل س ّوم :روایات
مرحوم فیض بعد از اینکه ازاله امو ِر نفرتآور و انجام اموری که استمتاع در گروی آنهاست
را از جمله وظایف زن دانسته است ،به روایات نیز تم ّسک نموده است ،ا ّما اصل روایات را ذکر

