Page 122 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 122
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 001 .................................... 0211
میباشد و طبق برخی از مبانی در علم اصول در محمول اطلاق شمولی جاری نیست بلکه
اطلاقش بدلی است.
پاسخ نقد دلیل اول :آن چه که از ظاهر آیه شریفه به دست میآید این است که هنگام اجرای حد
سرقت خود حد و کیفر قطع دست ،عذاب و رنج از طرف خداوند متعال میباشد نه آن که این
عذاب و رنج به خاطر آثار بعد از قطع دست بر مجرم وارد میشود .به همین علت از آیه شریفه
استفاده میشود بی حس کردن موضعی دست هنگام حد سرقت جایز نباشد چون در صورت بی
حس کردن موضعی آن عذابی که مورد نظر خداوند متعال برای شخص سارق میباشد تحقق پیدا
نکند(.قرائات فقهیه معاصره،ج ،0ص )01
نقد پاسخ فوق :به نظر نگارنده پاسخی که شخص استدلال کننده به این نقد داده اند صحیح
نمیباشد چرا که حتی اگر قبل از اجرای حد سرقت دست سارق بی حسی موضعی پیدا کند باز
در هنگام قطع دست او شخص سارق سخت ترین عذاب های روحی را به خاطر از دست دادن
انگشتانش تحمل میکند و اصلا رنج و اذیت درد دست او در هنگام اجرای حد سرقت در مقابل
از دست دادن انگشتانش در نظر او چندان به حساب نمیآید و به همین علت اگر طبق برداشت
استدلال کننده عذاب در آیه شریفه مربوط به خود قطع دست در هنگام اجرای حد سرقت هم
باشد باز با بی حسی موضعی دست ،این عذاب بر خود قطع دست در هنگام اجرای حد سرقت
حاصل میباشد(.السرقة علی ضوء القرآن والسنة ،ص)110
علاوه بر این که همان طور که گذشت «نکال» از ریشه «نکل» به معنای بازداشتن و مانع شدن
میباشد و چه بسا در آیه شریفه مراد از«نکالا من الله» به معنای عقاب از جانب خدای متعال
نمیباشد بلکه به معنای فعل باز دارنده ای از جانب خدا است که این بازدارندگی در صورت بی
حس کردن موضع دست سارق هم برای مردم حاصل میشود.
دلیل دوم :فهم عرفی و ارتکاز عقلائی
فهم عرفی و ارتکاز عقلائی در باب عقوبت حاکی از این است که هدف از کیفرهای جسمانی مثل
شلاق و یا قطع دست این است که مجرم مورد اذیت و آزار جسمیقرار بگیرد تا هم خودش ادب
بشود و هم آن که دیگران از دیدن عذاب و اذیت شدن او درس عبرت بگیرند .و این فهم عرفی و

