Page 14 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 14

‫ماهنامه داخلی گروههای تخصصی‪ ،‬اسفند ‪00 ..................................... 0211‬‬

‫میشود‪ .‬پس اگر معامله صحیح بود‪ ،‬بایع مالک ثمن مسمیو اجیر مالک اجرت مسمیمیشود‬
‫ولی این ضمان‪ ،‬ضمان معاملی و معاوضی است یعنی لازم صحت معامله این است که مشتری یا‬
‫مستاجر ضامن بایع یا اجیر باشند‪ .‬و اما در صورتی که بعد از معامله معلوم شود که معامله فاسد‬
‫بوده؛ در صورتی که بایع یا اجیر معامله را بر خصوص ثمن و اجرت مسمیواقع کرده بودند باید‬
‫گفت که جنس بایع و عمل اجیر هدر میرود‪ ،‬ولی اگر معامله را بر خصوص ثمن یا اجرت‬
‫مسمیواقع نکرده بودند به طوری که اگر ثمن یا اجرت مسمینباشد هیچ چیز دیگر نخواهند‪ ،‬بلکه‬
‫غرضشان دست یافتن به عوض مثمن یا عمل بوده‪ ،‬در این صورت عوض مسمیتبدیل به عوض‬
‫مثل میشود‪ .‬و به این بیان قاعده اقدام بر اصل ضمان دلالت میکند و حجیت این قاعده به‬
‫خاطر سیره عقلا است که به تحویل مثمن یا عمل به صورت تبرعی اقدام نمیکنند و شارع هم که‬

                                                   ‫از این سیره ردع نکرده است‪.‬‬
‫در نتیجه میتوان گفت که اگر عمل متعاقدین را تحلیل کنیم معلوم میشود که معاملهشان تبرعی‬
‫نبوده و با همان بیانی که معامله را انشاء کرده اند‪ ،‬این مطلب را نیز انشاء میکنند و این چیزی‬
‫نیست که ابراز نشده باشد‪ .‬چیزی که هست مدلول مطابقی کلامشان این است که اجیر شدم بر‬
‫فلان مقدار اجرت یا فروختم به فلان ثمن‪ ،‬و مدلول التزامیابراز و انشاء این است که اقدامشان‬
‫بر معامله مدجانی و تبرعی نیست‪ .‬پس اگر معلوم شد که معامله فاسد است این طور نیست که‬
‫چیزی به دستشان نرسد و اجرت یا ثمن هدر برود‪ .‬و در حقیقت مستاجر اجیر را تضمین کرده به‬
‫دو چیز؛ مطلق اجرت و اجرت خاص و از اول معامله به این صورت انشا شده است و واجب‬
‫الوفا است‪ .‬و لذا اگر فرد خاص از ضمان حاصل نشد‪ ،‬مطلق ضمان جای خودش باقی است‪،‬‬
‫مثل سایر مواردی که در آن تعدد مطلوب وجود دارد‪ .‬نظیر تبعض صفقه که اگر کسی در دو لنگه‬
‫ای را بفروشد و بعد معلوم شود که یک لنگه آن مال فروشنده نبوده و فضولتا فروخته است‪ ،‬در‬
‫این صورت مشتری خیار دارد که یا کل معامله را امضا کند و در آن لنگه از در که معامله بر آن‬
‫فضولی بوده با مالک اصلی شریک شود و یا معامله را فسخ کند‪ .‬و کسی قائل نیست که چون‬
‫هنگام معامله این تفصیل انشا نشده بود لذا مشتری این خیار را ندارد‪ .‬و گرچه در ظاهر یک انشا‬
‫و منشا بیشتر وجود ندارد‪ ،‬ولی از نظر عرف معامله واحد منحل میشود به ملکیت های متعدد به‬
‫تعداد اجزای عرفیه مبیع‪ ،‬که در این مثال در دو تا جز داشت‪ ،‬و گویا دو تا معامله بر دو تا لنگه در‬
   9   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19