Page 38 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 38

‫ماهنامه داخلی گروههای تخصصی‪ ،‬اسفند ‪13..................................... 0211‬‬

                                                                                     ‫‪ -1‬نظریه تفکیک‬

‫قول به تفکیک بین قصد و رضا در باب بیع مکره مطرح شده است یعنی اکراه فقط باعث فقدان‬
‫رضا میشود‪ .‬مراد از رضا در این نظریه‪ ،‬رضای ملازم قصد و اراده نیست بلکه رضا و طیب نفس‬

                                               ‫معتبر در باب معاملات مراد است‪.‬‬
‫شیخ انصاری به مشهور متاخران نسبت میدهد که اگر مکره بعد از عقد راضی شود‪ ،‬عقدش‬
‫صحیح است (کتابالمکاسب‪،‬انصاری‪ ،‬ج‪ ،1‬ص‪ )108‬یعنی رضایت شرط صحت عقد دانسته شده نه اینکه‬
‫مقوم عقد باشد‪ .‬پس بدون رضایت هم عقد منعقد شده و تفکیک قصد از رضا محقق میشود‪.‬‬
‫ایشان معتقد است در عقد فضولی‪ ،‬طیب نفس عاقد اثری در صدق عنوان عقد ندارد‪ ،‬چون عنوان‬
‫عقد فقط با قصد انشاء مدلول عقد با لفظ مستعمل در آن محقق میشود «القطع بأ ّن طیب النفس‬
‫لا اثر له‪ ،‬لا في صدق العقدیة؛ إذ یکفي فیه مجّرد قصد الإنشاء المدلول علیه باللفظ المستعمل‬

                                                  ‫فیه» (کتاب المکاسب‪ ،‬انصاری‪ ،‬ج‪ ،1‬ص‪)101‬‬
‫برخی فقها قائل شده اند که مکره‪ ،‬قصد مدلول عقد نکرده و فقط قاصد لفظ بوده است؛ بنابراین‬

‫رضایت بعدی اثری ندارد چون عقدی وجود ندارد «ضرورة عدم اندراجه في العقود بعد فرض‬

‫فقدان قصد العقدیة‪ ،‬و أن صدور اللفظ فیه کصدوره من الهازل و المجنون و نحوهما‪ ،‬و قصد نفس‬

‫اللفظ الذي هو بمعنی الصوت غیر مجد» (جواهر الکلام‪ ،‬نجفی‪ ،‬ج‪ ،00‬ص‪ )037‬این قول را شیخ انصاری را‬

‫قبول نداشته و خلاف نصوص و فتاوا میداند‪( .‬کتاب المکاسب‪ ،‬انصاری‪ ،‬ج‪ ،1‬ص‪ )111‬ایشان شرطیت‬

‫مقارنۀ طیب نفس با صدور عقد را بدون شاهد دانسته و همچنین میگوید این شرط را اطلاقات‬

                                                                                     ‫دفع میکند (همان‪ ،‬ص‪.)101‬‬

‫محقق خویی معتقد است مقتضای قاعده‪ ،‬صحت بیع مکره است چون عقدی عرفی است‬

‫که ادلة وجوب وفاء به عقد شامل آن میشود لکن دلیل بر فساد آن داریم مثل آیه «لا َتأ ُک ُلوا‬

‫تملک‬  ‫که‬  ‫است‬  ‫این‬  ‫آیه‬  ‫معنای‬  ‫(نساء‪.)01/‬‬  ‫َترا ٍض»‬  ‫َعن‬  ‫ِتجاَر ًة‬  ‫َت ُکو َن‬   ‫َ‬  ‫ِإ ّلا‬  ‫ِبالبا ِط ِل‬  ‫َبی َن ُکم‬  ‫َأموا َل ُکم‬
                                                                                 ‫أن‬

‫اموال مردم فقط به سبب «تجارة عن تراض» ممکن است و شکی نیست که بیع مکره‪« ،‬تجارة‬

‫عن تراض» شمرده نمیشود پس فاسد است‪ .‬مراد از رضا در آیة شریفه طیب نفس است نه رضا‬
   33   34   35   36   37   38   39   40   41   42   43