Page 39 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 39
رابطه قصد و رضایت قراردادی 17....................................................
به معنای قصد و اراده یا ملازم این دو .شرط صحت تجارت ،رضای به معنای اول است و رضای
به معنای دوم ،مقوم عقد است( .مصباح الفقاهة ،خوئی ،ج ،1ص)087-011
پس محقق خویی مثل شیخ انصاری ،معتقد است که شرط صحت معامله ،رضای به معنای طیب
نفس است و در بیع مکره ،عنوان عقد محقق شده است.
برخی اینطور تحلیل کردهاند که بعد زوال مانع در عقد مکره ،عموم آیه «اوفوا بالعقود» شامل
حالش شده و تصحیح عقد میشود «فإ ّن المانع عن دخول عقده فیه (أوفوا بالعقود) أمر خارج
عن ذات العقد و حقیقته ،ممکن الزوال ،فإذا زال دخل في العموم .و غایة ما یتص ّور للمنع حینئ ٍذ
عدم مقارنة القصد للعقد .و هو مدفوع بأصالة عدم اشتراطه» (ریاض المسائل ،طباطبائی ،ج ،8ص001؛ مفتاح
الکرامة ،عاملی ،ج ،00ص )221لذا با عدم رضا ،عقد از بین نرفته و فقط صحیح نبوده است.
طبق انظار مذکور ،تفکیک قصد از رضایت معتبر در باب معاملات محقق است .البته این قائلین،
رضایت به معنای طیب نفس را شرط صحت معاملات میدانند.
اینکه شرط صحت معاملات ،طیب نفس به معنای انشراح و میل طبع باشد مورد پذیرش برخی
فقها قرار ندارد و تالی فاسد عدم صحت معامله مضطر و بسیاری از معاملات مردم مطرح شده
است.
-7نظریۀ ارجاع
برخی فقها معتقدند در فرض عدم رضایت ،اساسا قصدی وجود ندارد و لذا رضایت ارجاع به
قصد دارد .تعابیر فقهایی که مکره را فاقد قصد میدانند متفاوت است .بعضی او را فاقد قصد
مدلول لفظ و بعضی دیگر فاقد قصد نتیجه میدانند.
محقق کرکی مینویسد که اگر صحت عقد مکره ،مورد اجماع باشد قبول میکنیم و الا در تحقق
عقد مکره اشکال وجود دارد؛ چون در فرض عدم رضایت ،اساسا قصدی وجود ندارد .ظاهر
«العقود بالقصود» هم ،قصد مقارن است نه قصد متاخر «و اعلم أ ّن هذه المسألة إن کانت
إجماعیة فلا بحث ،و إلا فللنظر فیها مجال ،لانتفاء القصد أصلا و رأسا مع عدم ال ّرضی ،و لا
یتحقق العقد المشروط بالقصد إذا لم یتحقق الرضی ،لأن الظاهر من کون العقود بالقصود اعتبار
القصد المقارن لها دون المتأخر»( .جامع المقاصد ،محقق کرکی ،ج ،2ص)30

