Page 43 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 43
رابطه قصد و رضایت قراردادی 20 ....................................................
نفس عقلی که بر کراهت طبعی غالب شده ،صادر میشود والا هرگز صادر نمیشد « .فما من
فعل إرادي إّلا و یصدر إ ّما عن شوق طبعي أو عن شوق عقلي ،و لیس الطیب و الرضا ما وراء
الإرادة و مبادیها ،فالطیب طبعي تارة و عقلي اخری ،فالفعل الصادر عن إکراه صادر عن طیب
عقلي غالب علی الکراهة الطبیعیة و إّلا لما صدر»
همچنین واضح است که مناط صحت معاملات منحصر در طیب طبعی نیست زیرا بیعی که
به انگیزۀ حاجتی ضروری انجام شده صحیح است گرچه از نظر طبع مکروه باشد « ثم إ ّنه من
الواضح أ ّن مناط صحة المعاملات لا ینحصر في الطیب الطبعي ،ضرورة أ ّن البیع الذي دعت
إلیه الحاجة الضروریة صحیح ،و إن کان مکروها طبعا».
پس طیب نفس در عمل مختار حتی اگر مکره یا مضطر باشد ،یافت میشود .پس شرط طیب
در بیع مکره مثل عقد غیر مکره وجود دارد و از این جهت عقد مکره بی اعتبار نیست ،بلکه از
جهت مانع است و آن مکره بر عقد بودن است بعبارتی مناط اکراه است نه کره « .فیعلم أ ّن المناط
مجرد الطیب الأعم من الطبعي و العقلي ،فعقد المکره غیر فاقد لما هو موجود في غیره من الشرط
و هو الطیب ،و إ ّنما لا ینفذ لوجود المانع المفقود في غیره و هو کونه مکرها علیه ،فالمناط هو
الإکراه لا الکره» پس با آیه تجارت نمیتوان فساد عقد مکره را اثبات کرد چون طیب و رضا وجود
دارد بلکه باید استدلال به مثل حدیث رفع کرد( .حاشیة کتاب المکاسب ،اصفهاني ،ج ،0ص )11
امام خمینی به نحو دیگری تبیین کرده و مینویسد :از شرایط متعاقدین ،اختیار گفته شده و
مراد قصد وقوع مضمون عقد از روی طیب نفس در مقابل کراهت و عدم طیب نفس است ،نه
اختیار در مقابل جبر و اضطرار .ما معتقدیم همۀ افعال صادره از روی التفات و اراده ،مسبوق به
اختیار هستند .در نهایت گاهی اختیار بخاطر ملائمت شیء و موافقتش با خواسته ها و تمایلات
فاعل است؛ پس مشتاق به آن شیء شده ،اختیار کرده (ترجیح جانب وجود و برگزیدن) و اراده
میکند .گاهی شیء مخالف تمایلات فاعل است پس از ایجادش کراهت دارد و مبغوض اوست
ولی با این حال عقل آن را به صلاح میداند (بخاطر دفع افسد به فاسد) .سپس این ادراک عقلی
که مخالف تمایلات نفسانیه است ،موجب ترجیح جانب فعل شده ،اختیار کرده و اراده میکند.
مانند خوردن س ّم برای فرار از چیزی سخت تر از آن .هرچند محقق اصفهانی معتقدند که باز در

