Page 41 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 41
رابطه قصد و رضایت قراردادی 11....................................................
آنچه که دلالت میکند بر ارادۀ انتقال ملکیت به قصد بیع .درحالیکه چیزی که از روی اکراه صادر
شده دلالتش اینگونه نیست « لیس بیعا عرفا أیضا ،إذ قد عرفت أ ّن تح ّققه عرفا یتو ّقف علی وقوع
ما ید ّل علی إرادة نقل الملك به بقصد البیع ،و کیف ید ّل ما صدر عنه کرها علیها؟! »
ایشان در توضیح این مطلب میفرماید :عرف و اجماع اثبات میکنند لزوم قصد نقل در تحقق بیع
را با تلفظ به لفظی یا اتیان عملی که ظاهر در آن باشد؛ بشرطی که قرینۀ خارجی بگونه ای که
علم یا ظهور در عدم قصد نقل حاصل شود ،ضمیمه نشود .که در اینصورت آن ظهور در قصد
نقل ،معتبر است و وجوب اتباع دارد .والا قصد در نقل ظاهر نمیشود و مجرد لفظ هم اعتبار
ندارد .در حالیکه اکراه از امور منافی ظهور قصد نقل است بلکه موجب ظهور در خلاف هم
هست؛ لذا از نظر عرف حکم به تحقق بیع نمیشود « لا ش ّك أ ّن الإکراه من الأمور المنافیة لظهور
القصد ،بل یوجب ظهور خلافه ،فمعه لا یحکم بتح ّقق البیع»
پس این کلام فاسد است که اکراه ،منافی قصد نقل ملک نیست و مکره ،قاصد حقیقی بیع است
ولو منافی رضا است «و من هذا یظهر فساد ما قیل من أ ّن الإکراه لا ینافي القصد إلی نقل الملك
بأن یکون قاصدا للبیع حقیقة ،و إن کان منافیا للرضا».
خلاصه آنکه در عقد مکره ،عدم رضایت باعث عدم ظاهر شدن قصد نقل یعنی عدم ظهور الفاظ
عقد در قصد نقل و بلکه ظهور در قصد عدم نقل است (مستند الشیعة ،نراقی ،ج ،02ص.)037
برخی معتقدند در فرض اکراه ما با فقدان قصد مواجه هستیم چون مکره ،وقوع نقل و انتقال در
خارج را اراده نمیکند .او بخاطر تهدید مک ِره به انشاء پناه میبرد .داعی اش از انشاء ،قصد تحقق
انشاء در خارج نیست بلکه بخاطر فرار از عقاب مک ِره است (حاشیة المکاسب ،إیرواني ،ج ،0ص.)018
نظریه ارجاع اگر به عدم قصد مدلول لفظ توسط مکره برگردد؛ اشکالش در بحث «قصد در
قرارداد» مطرح شد .اگر نظریه مذکور به عدم قصد وقوع مضمون عقد در خارج برگردد ،یا مراد
عدم وجود اعتبار نفسانی است که بطلانش بدیهی است چون قصد در مکره مثل همه مختارین
محقق میشود یا مراد ،عدم قصد امضاء شارع و حکم او به صحت عقد است .اشکال اول این
است که این جواب اخص از مدعاست چون مکره التفات به فساد شرعی عقد ندارد بلکه صحت
عقد را تصور میکند .بنابراین او قاصد ترتب اثر شرعی هم است .اشکال دوم هم عدم ضرر به

