Page 49 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 49

‫سابقهی حکومت دینی در شرایع پیش از اسلام ‪27.......................................‬‬

‫«زندگی بسیط و بیآلایش آنان همراه با اندیشه ابتدایی‪ ،‬زمینه وحدت و اتحاد آنان را فراهم میکرد‬

‫ولی به تدر یج بر اثر پیشرفت علم و اندیشه و صنعت و گسترش روابط اجتماعی‪ ،‬اختلاف علمی‬

‫و عملی در آنان راه پیدا کرد و زمینه بعثت پیامبران اولوالعزم و نزول کتاب حاوی حقوق و تدوین‬

                                                                  ‫قانون فراهم شد»‪(.‬تفسیر تسنیم‪ ،‬ج‪ ،01‬ص ‪)181‬‬

                                                                  ‫این معنا نیز از برخی آیات قرآن کریم قابل برداشت است‪:‬‬

‫ی َن َو َأنَز َل َم َع ُه ُم ال ِک َتا َب ِبال َح ِّق ِلیح ُک َم‬  ‫َِفف َبی َِعه ََوثَماال ّلا ُهخ َات َللَّن َِبفی ِیف َینِه ُ ِمإَبل َِّّاشا َِّلر ِیذیَ َننَوُأ ُمو ُتن ِذو ُِهر‬  ‫« َکا َن ال َّنا ُس ُأ َّم ًة َوا ِح َد ًة‬
‫ِمن َبع ِد َما َجاءت ُه ُم ال َبی َنا ُت َبغی ًا َبی َن ُهم‬                                                                                                                         ‫َبی َن ال َّنا ِس ِفی َما اخ َت َل ُفوا‬

‫َف َه َدی ال ّل ُه ا َّل ِذی َن آ َم ُنوا ِل َما اخ َت َل ُفوا ِفی ِه ِم َن ال َح ِّق ِبِإذ ِن ِه َوال ّل ُه یه ِدی َمن ی َشاء ِإ َلی ِص َرا ٍط مس َت ِقی ٍم»‬

                                                                                                                                                                                    ‫( بقره‪)001 :‬‬

‫از برخی روایات ـ و شاید از برخی زوایای آیهی فوق ـ استفاده میشود که این بساطت در پرتو‬

                                                     ‫فطرت توحیدی بوده است‪:‬‬
‫« َو َرَوی َأص َحاُب َنا َع ِن ال َبا ِق ِر ‪َ ‬أ َّن ُه َقا َل‪ِ :‬إ َّن ُه َکا ُنوا َقب َل ُنو ٍح ُأ َّم ًة َوا ِح َد ًة َع َلی ِفطَر ِة ال َّل ِه َلا ُمه َت ِدی َن‬

                                   ‫َو َلا ُض َّلال ًا َف َب َع َث ال َّل ُه ال َّن ِبیی َن»‪(.‬مجمع البیان‪ ،‬ج‪ ،0‬ص‪)221‬‬
‫نتیجهی این مقدمات این خواهد بود که حکومت دینی در آن زمان از جهاتی منتفی بوده است‪.‬‬
‫اول ًا شریعتی نبوده است تا در مورد حکومت دخالتی داشته باشد؛ ثانی ًا بساطت جوامع در حدی‬

‫بوده که نیازی به حکومت احساس نمیشده است و جوامع حیثیت اجتماعی کمرنگی داشتهاند‪.‬‬
‫ثالث ًا فطرت توحیدی آنها زمینهی هرگونه اختلاف و تفرقه و زیادهخواهی را از بین برده بوده و از‬

‫این منظر نیز ضرورتی برای حکومت احساس نمیشده است‪.‬‬

‫این البته به ضرر ادعای کسانی نیست که میگفتند‪ :‬تمام انبیاء رویکرد حکومتی داشتهاند؛ زیرا‬

‫نتیجهی این مقدمات این است که انتفای حکومت در آن دوران از باب انتفای مصلحت بوده‬

‫است‪ ،‬نه از باب فوت مصلحت! همچنان در آن زمان فطرت الهی قدرت فائقه بوده است و هیچ‬

‫قدرت مافوقی سد مسیر پیشبرد اهداف مردان الهی نبوده است‪ .‬تقابل پیامبران با عقل و جهل‬

                                                                  ‫مردم بوده است و از راهزنان راه حق خبری نبوده است‪.‬‬

‫لازم است برای اثبات نتیجهی فوق‪ ،‬مقدمات آن مورد دقت و ارزیابی قرار گیرد‪.‬‬
   44   45   46   47   48   49   50   51   52   53   54