Page 51 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 51

‫سابقهی حکومت دینی در شرایع پیش از اسلام ‪21 .......................................‬‬

‫بودهاند که طبق آیهی شریفه « َک َّذَبت َقو ُم ُنو ٍح ال ُمر َسِلی َن»(شعراء‪ )012 :‬گناه قوم نوح تکذیب آن‬
                          ‫پیامبران مرسل بوده است‪ (.‬کافی‪ ،‬ج‪ ،8‬ص‪001‬؛ کمال الدین‪ ،‬ج‪ ،0‬ص‪)002‬‬

‫ممکن است پیامبرانی همچون حضرت ادریس را از جملهی این مرسلین بدانیم که قرآن کریم در‬
                                                          ‫وصف او گفته است‪:‬‬

          ‫« َو اذ ُکر ِفی ال ِکتا ِب ِإدری َس ِإ َّن ُه کا َن ِص ِّدیق ًا َن ِبی ًا * َو َر َفعنا ُه َمکان ًا َع ِلی ًا» (مریم‪)27-23 :‬‬
           ‫در زیارت ناحیه مقدسه پس از سلام بر آدم و شیث ‪‬در وصف ایشان میخوانیم‪:‬‬
                            ‫«ال َّس َلا ُم َع َلی ِإد ِر ی َس ال َقا ِئ ِم ِل َّل ِه ِب ُح َّج ِته» (المزار ابن مشهدی‪ ،‬ص‪)213‬‬

‫ادریس پدر سوم حضرت نوح بوده است (مجمعالبیان‪،‬ج‪ ،3‬ص‪ )810‬و جریان مفصلی هم در شرح رفعت‬
‫و جلالت اجتماعی او و خضوع جبار زمانه در برابر او پس از دوران غربت و عزلت در کتاب کمال‬
‫الدین آمده که ممکن است به بحث ما ارتباط پیدا کند؛ با این حال به جهت ملاحظاتی در روایت‬

                      ‫مورد اشاره‪ ،‬علم آن را به اهلش واگذار میکنیم (کمال الدین‪ ،‬ج‪ ،0‬ص‪.)007‬‬
‫به هر حال نیازی به بسط سخن در این زمینه نداریم و به سؤال اصلی منتقل میشویم که‪ :‬آیا‬

                   ‫بساطت ادیان موجب میشده است که حکومت دینی منتفی بوده باشد؟‬
‫پاسخ این است که به لحاظ بساطت ادیان نمیتوان حکومت دینی را ـ به جمیع مراتب آن ـ منتفی‬
‫دانست! زیرا برخی از مراتب حکومت دینی نیازی به دخالت دین در شکل حکومت نداشت و‬
‫توضیح این مدعا در بیان سطوح حکومت دینی گذشت‪ .‬با این وجود گاهی حکومت به عنوان‬

                    ‫حق انبیاء مورد مطالعه قرار میگیرد و گاهی به عنوان وظیفهی انبیاء‪:‬‬
‫نظر به وظیفهی انبیاء‪ ،‬به لحاظ اینکه در آن دوران پیامبران الهی حتی موظف به انذار و تبشیر‬
‫نبودهاند‪ ،‬میتوان نتیجه گرفت که وظیفهای در قبال تشکیل حکومت دینی نداشتهاند و اگر هم‬
‫مصلحتی در تشکیل حکومت بوده‪ ،‬مجال آن را نداشتهاند‪ ،‬همچنان که مجال تبلیغ و اظهار‬
‫رسالت را نداشتهاند؛ و این معنایی است که از روایت مسعدة بن صدقه و دیگر روایات آتی استفاده‬

                                                                   ‫میشود‪.‬‬
‫اما نظر به حق انبیاء‪ ،‬نباید این حق را طوری تصویر کرد که به دوش مردم وظیفهی اطاعت بیاورد‪.‬‬
‫زیرا لازمهی چنین حقی برای انبیاء این است که مردم در قبال آن مسئول و معاقب بوده باشند‪،‬‬
‫در حالی که روایات در وصف مردم آن زمان تأکید داشت‪ :‬بیانی نبوده است تا مردم در قبال آن‬
   46   47   48   49   50   51   52   53   54   55   56