Page 53 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 53

‫سابقهی حکومت دینی در شرایع پیش از اسلام ‪20 .......................................‬‬

                          ‫احتمال تشکیل حکومتهایی در این بین همچنان باقی است‪.‬‬
‫به جز آیهی ‪ 001‬سوره بقره‪ ،‬به این آیهی شریفه از سورهی یونس نیز‪ ،‬بر بساطت جوامع آن دوران‬

               ‫استدلال میشود‪ ،‬بساطتی که مجال هرگونه اختلاف را از بین میبرده است‪:‬‬
‫« َو َما َکا َن ال َّنا ُس ِإل َّا ُأ َّم ًة َوا ِح َد ًة َفاخ َت َل ُفوا َوَلول َا َکِل َمة َس َب َقت ِمن َّر ِّب َك َل ُق ِضی َبی َن ُهم ِفی َما ِفی ِه‬

                                                                ‫یخ َت ِل ُفو َن»(یونس‪)01 :‬‬
‫امت واحده اشاره به مذهب و مسلک واحد دارد‪ 0‬و در آیهی سورهی بقره‪ ،‬به یکپارچگی امتها‬
‫اشاره میشود و در ادامهی آیه به اختلاف امتها و حکمت بعث رسل و انزال کتب‪ ،‬مطابق آن‪،‬‬
‫میپردازد‪ .‬آیهی سورهی یونس نیز صراحت در این دارد که اختلاف امتها مسبوق به وحدت و‬
‫یکپارچگی بوده است و از مجموع دو آیه و روایات مف ّسر ذیل آنها نیز استفاده میشود که‪ ،‬ارسال‬
‫رسل و هدایتهای مؤثر ایشان بوده است که پس از وقوع اختلافات عمیق‪ ،‬عامل ثبات جوامع و‬
‫مانع از انقراض نسل انسانی بوده است‪ 0.‬این نشان میدهد که شأن قضاوتی پیامبران در حل و‬
‫فصل اختلافات بینالاثنینی افراد خلاصه نمیشده است‪ ،‬بلکه اختلافات اجتماعی و فراگیر به‬

               ‫یمن دخالت پیامبران فیصله یافته است و به صلح و آتشبس ختم شده است‪.‬‬
‫آنچه مسلم است این است که وحدت امتها بر مدار فساد و جور نبوده است! چون این معنا‬
‫منتهی به حرج و مرج و نابودی جوامع انسانی میشود که آیات شریفه صریح ًا این معنا را نفی‬
‫کرد‪ .‬بنا بر این آنچه مانع تفرقه و اختلافات آنها میشده باید همان بساطت جوامع و حیثیت‬
‫اجتماعی کمرنگ آنها بوده باشد‪ .‬اول ًا محدودیت جمعیت و وسعت منابع زمینی انگیزهی هرگونه‬
‫دستاندازی به حقوق دیگران را از آنها سلب میکرده است‪ 1.‬ثانی ًا این احتمال هست که‬
‫زمینههای اختلاف بر اثر تصرف الهی در عقول بشر از بین رفته بوده باشد و زندگی انسانهای‬

‫قوعمبیاعیشد‪،‬نیوج‪0،‬ح‪،‬ج‪0‬ض‪،‬لصال‪1‬اص‪12-0‬ف‪:1‬ب‪0‬دو‪:‬االلعلأهمن َفةیَب َعفعق َیوثکالتب َّلابُه انبلَّان ِلبشلیعیهیَنع ُلبم َبقیِّاشوِرلیج َسونأهَلوک ُثمتْینأِربذة ِار‪-‬یعَفبنم‪،‬دنأاهملااللإهنمذعكهإعنبلنق‪-‬یهوذتههاهولؤآقیلةوالءه«قک«االکَناواَان‪:‬لَّانإلاَّننُاذُسل ُأسَّكمُأ ًَّلمة ًةمویاوزاِح َِلحدَ؛ًةدةو»»کق‪.‬اذبلو‪:‬ا‬  ‫‪ 0‬تفسیر‬
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 ‫‪ 0‬تفسیر‬
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 ‫قبل آدم‬

                                                                            ‫إنما هو شیء بدا الله فیه‪.‬‬
‫تفسیر قمی‪ ،‬ج‪ ،0‬ص‪َ « :101‬و َل ْو لا َک ِل َم ٌة َس َبَق ْت ِم ْن َر ِّب َك َلُق ِضی َبیَن ُه ْم» أی کان ذلك فی علم الله السابق أن یختلفوا‪ ،‬و یبعث‬

‫فرزندان‬  ‫برخورد‬  ‫در‬  ‫آنچه‬  ‫تاریخی‬  ‫واقعیت‬  ‫و‬  ‫اتلوأنجبییاهءالبوتاهلأدئرمةکنمارنآبیعهدیال«أ َنقباُیلاوْاء َ‪،‬أَت ْوجلَع ُولل ِافیذَلها َكملنهلُی ْفک ِوسا ُدع ِنفیدَهاا َخوتَیل ْاسفِفه ُمك‪.‬ال ِّد َماء»‬                                                                                                           ‫فیهم‬
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 ‫‪ 1‬این‬

                                              ‫حضرت آدم با هم میبینیم‪ ،‬کافی به نظر نمیآید‪.‬‬
   48   49   50   51   52   53   54   55   56   57   58