Page 84 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 84

‫ماهنامه داخلی گروههای تخصصی‪ ،‬اسفند ‪80 ..................................... 0211‬‬

‫شود که یکی از این کتابها مال غیر بود‪ .‬در این مثال به دلیل تخ ّلف شرط انضمام‪ ،‬حکم به خیار‬
                                                       ‫(تب ّعض صفقه) میشود‪.‬‬

‫طبق این معنا از تعدد مطلوب‪ ،‬میتوان صحت و خیار این معامله را توجیه کرد‪ .‬در نتیجه نه اشکال‬

‫فقه العقود به خیاری نبودن این معامله و نه اشکال حضرت امام که میفرمود ما نحن فیه مثل بیع‬
                                              ‫به ثمنین و باطل است‪ ،‬وارد نیستند‪.‬‬

                                               ‫اشکالات دیگر بر تعدد مطلوب‬

‫حتی بعد از تصحیحی که نسبت به این پاسخ انجام دادیم‪ ،‬باز هم دو مناقشه بر این پاسخ وجود‬

                                               ‫دارد‪:‬‬

‫مناقشه اول‪ :‬به حسب اغراض عقلایی‪ ،‬غرض و مطلوب مشتری از مبیع‪ ،‬قابل تقسیم است به‬

‫اینکه در برخی موارد از باب وحدت مطلوب و در برخی موارد از باب تعدد مطلوب است‪ .‬لکن‬
          ‫محل بحث را ح ّل میکند که بیع واحد‬
‫را به دو‬  ‫عبد کاتب) انحلال بیع واحد به دو بیع‬  ‫تمعندح ّدلمکطنلدو‪.‬بدرزماحنالییاثکرهگدذاررماحسلتبوحاشثک(بای ِلع‬  ‫این‬
‫صحیح‬                                                                                                           ‫بیع‬

‫نیست‪ ،‬همانطور که در کلام حضرت امام هم اشکال عدم معقولیت انحلال ذکر شده است ‪.0‬‬

‫بله‪ ،‬در جایی که اشیاء متعدد یا شیئ دارای اجزاء مورد بیع واقع شوند انحلال بیع واحد به دو یا‬

‫چند بیع معقول است‪ ،‬مثل بیع چند کتابی که به هم انضمام شدند‪ .‬چون عرف در این موارد بیع را‬

‫متعدد میبیند‪ ،‬و میگوید چند بیع را با انشاء واحد انجام دادیم‪ .‬در واقع چون در این موارد اجزاء‬
‫یا افراد مبیع‪ ،‬مال ّیت مستق ّل دارند و میتوانند به تنهایی مورد بیع واقع شوند و ثمن در برابرشان‬

‫قرار میگیرد‪ ،‬انحلال معامله معقول است‪ .‬ولی انحلال معامله نسبت به اوصاف و هیئات معنا‬
‫ندارد‪ .‬نکتهاش این است که هیئات و اوصاف مال ّیت مستقلی از ذات ندارند تا مورد معاوضه‬

             ‫مستقل قرار بگیرند‪ ،‬بلکه فقط موجب زیادت و نقصان قیمت اشیاء میشوند‪.‬‬

‫بله‪ ،‬اغراض مشتریان در مورد عبد کاتب‪ ،‬ممکن است از باب وحدت مطلوب باشد و ممکن‬

          ‫است از باب تعدد مطلوب باشد ولی درصورت تعدد مطلوب ‪ ،‬معامله تعدد پیدا نمیکند‪.‬‬

‫‪ .0‬کتاب البیع‪ ،‬ج‪ ،2‬ص‪ :131‬فیه ما لا یخفی؛ ضرورة أّنه لا یعقل أن یکون الطلب الواحد أو الإنشاء الواحد‪ ،‬طلب ًا أو إنشاء‬
                                            ‫لشیئین طولّیین علی فرضي الوجدان و الفقدان‪ ،‬و لا منحلا إلیهما‪.‬‬
   79   80   81   82   83   84   85   86   87   88   89