Page 59 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 59
سابقهی حکومت دینی در شرایع پیش از اسلام 27.......................................
عنوان یک نعمت الهی معرفی کرده است که به ذهن میآید مکنت و قدرتی در سایهی دین بوده
باشد .از این آیات شریفه نیز استفاده میشود که این مکنت سنتی تکرار شونده بوده است:
« َف َأوحی ِإ َلی ِهم َرب ُهم َل ُنهِل َک َّن ال َّظا ِل ِمی َن * َو َل ُنس ِک َن َّن ُک ُم ال َأر َض ِمن َبع ِد ِهم ذ ِل َك ِل َمن خا َف َمقا ِمی َو
خا َف َو ِعی ِد»(ابراهیم)02-01 :
َ َ « َأ َّمن
َما َق ِلیل ًا ال َّل ِه َم َع ِإ ٰله أ الأر ِض ُخ َل َفا َء یج َع ُل ُکم َو السو َء یک ِش ُف َو َد َعا ُه ِإ َذا ال ُمض َطَّر ی ِجی ُب
َت َذ َّک ُرو َن»1.
« َو َل َقد َس َب َقت َک ِل َم ُتنا ِل ِعبا ِد َنا ال ُمر َس ِلی َن ِإ َّن ُهم َل ُه ُم ال َمن ُصو ُرو َن َو ِإ َّن ُجن َدنا َل ُه ُم الغا ِل ُبون»(صافات-070 :
)071
نتیجه اینکه در این دوران حکومت در قالب «نعمت» مطرح بوده است ،و البته چون شروعی
ضعیف و حداقلی داشته است به استقرار و اقتدار نرسیده است .البته در مورد حضرت هود برخی
تواریخ گفتهاند دو پادشاه معاصر ایشان بوده است که یک پادشاه به او ایمان میآورد و از عذاب
الهی ایمن میماند و همو پس از استیصال گروه دوم ،پادشاهیاش بر قوم عاد مستقر میشود (تاریخ
ابن خلدون ،ج ،0ص .)01در کتاب کمال الدین مشابه همین معنا روایت شده است:
َأ َّما الآ َخ ُرو َن َل ُه ال َع ِق ُب ِمن ُول ِد َسا ٍم َو ال َّل ُه َت َعا َلی ُهودًا َأس َل َم ال َّل ِهَ قا َلَ :ل َّما َب َع َث َعب ِد َ « َعن
َو َب َّش َر ُهم ِب َصا ِل ٍح (.» ال َع ِقیِم َو َأو َصا ُهم ُهود ِم َّنا ُق َّوًة َف ُأه ِل ُکوا ِبال ِّری ِح َأ َشد أ ِبی
کمال الدین ،ج،0 َف َقا ُلوا َمن
ص)013
با این فرض رویکرد حکومتی ایشان با ابهام بیشتری مواجه خواهد شد و ادعای اینکه مجالی
برای تشکیل حکومت دینی نبوده زیر سؤال میرود .بر فرض اینکه پیامبر الهی هیچ شأن حکومتی
نداشته بوده باشد ،جای طرح این مسئله خواهد بود که نحوهی تعامل پیامبر با پادشاه زمانه چگونه
بوده است؟ اینها ابهاماتی است که تاریخ ،ما را نسبت به آنها بیجواب گذاشته است.
به طور کلی رویکرد حکومتی این پیامبران پیش از نزول عذاب الهی و پس از آن باید به صورت
مجزا مورد مطالعه قرار بگیرد .قرآن کریم در این بین تنها نام حضرت نوح را در زمرهی پیامبرانی
که شأن قضاوت و حکمرانی داشتهاند ذکر میکند (انعام ،)81 :و بعید نیست که این اختصاص به
.0نمل( 30 :پس از اشاره به داستان انبیایی که قومشان عذاب شدند).

