Page 66 - فصلنامه داخلی مدرسه عالی فقه های تخصصی - شماره 21
P. 66
ماهنامه داخلی گروههای تخصصی ،اسفند 32..................................... 0211
قرار میگیرد.
مشهور این بوده است که امامت به معنای مسئولیت اجرای احکام ،مفهومی اخص از رسالت
است که شأن آن منحصر در ابلاغ احکام بوده است.
لکن به نظر میرسد که اصطلاح قرآنی برای مسئولیت اجرای احکام ،اصطلاح «حکم» بوده
باشد.
ُدو ِن ِمن ِّلی ِع َبادًا ُکو ُنوا ِلل َّنا ِس ی ُقوَل ُث َّم َوالن ُب َّوَة َوال ُحک َم ال ِک َتا َب ال ّل ُه یؤِتی ُه َ ِل َب َش ٍر َکا َن « َما
أن
ال ّل ِه»(آل عمران)71 :
پس از تصدی حکم از جانب نب ّی ،برخی تصور خواهند کرد که بندهی آن پیامبر شدهاند یا اینکه
پیامبر طبق سلیقهی شخصی اجرای احکام میکند؛ و از این رو خداوند در صدد دفع شبهه فرموده
است :داوری این پیامبران در طول خداوند است.
مجموع پیامبرانی را که خداوند در جایجای قرآن شأنیت «حکم» برایشان قائل شده ،در سورهی
انعام گرد آورده و در مورد ایشان فرموده استُ « :أوَل ِئ َك ا َّل ِذی َن آ َتی َنا ُه ُم ال ِک َتا َب َوال ُحک َم
َوالن ُب َّوَة»(انعام)81 :؛ و این نشان میدهد که واژهی حکم در قرآن کریم اصطلاح واحدی دارد .در
نتیجه برای جایگاه امامت باید شأنی فراتر از این قائل شد .زیرا حضرت ابراهیم پیش از سپری
کردن امتحانات نیز واجد شأن حکم و داوری بود .مجمع البیان بر این اساس در تفسیر آیهی
شریفه فرموده است:
«المستفاد من لفظ الإمام أمران (أحدهما) أنه المقتدی به فی أفعاله و أقواله (و الثانی) أنه الذی
یقوم بتدبیر الأمة و سیاستها و القیام بأمورها و تأدیب جناتها و تولیة ولاتها و إقامة الحدود علی
مستحقیها و محاربة من یکیدها و یعادیها فعلی الوجه الأول لا یکون نبی من الأنبیاء إلا و هو
إمام و علی الوجه الثانی لا یجب فی کل نبی أن یکون إماما إذ یجوز أن لا یکون مأمورا بتأدیب
الجناة و محاربة العداة و الدفاع عن حوزة الدین و مجاهدة الکافرین فلما ابتلی الله سبحانه
إبراهیم بالکلمات فأتمهن جعله إماما للأنام جزاء له علی ذلك» (.مجمع البیان ،ج ،0ص)181
در تفسیر المیزان نیز که امامت را به معنای «هدایت باطنی» دانستهاند ،آن را معنایی متعالیتر از

